تبلیغات
موسیقی ' سرگرمی‏'‏ تجربیات و... - داستان کوتاه - قلعه زنان وفادار ...
 
موسیقی ' سرگرمی‏'‏ تجربیات و...
Positive Thinking
درباره وبلاگ


به نام خدا
از اینکه این وبلاگ را انتخاب کردید، بسیار ممنونم
اینجا قراره ما جمع بشیم تا یک محیط صمیمی و البته مثبت داشته باشیم.
پس امیدوارم در پیشرفت وبلاگ با نظرات سازنده اتون ما را هم سهیم کنید.

راستی! این قلب بالا را خواستم تقدیم شما کنم.

مدیر وبلاگ : محمد
در شهر وینسبرگ آلمان قلعه ای وجود دارد که داستانی در مورد آن هست و مردم آنجا با افتخار آنرا تعریف میکنند: در سال 1140 میلادی شاه کنراد سوم شهر را تسخیر میکند و مردم به این قلعه پناه می برند و فرمانده دشمن پیام میدهد که حاضر است اجازه بدهد زنان و بچه ها از قلعه خارج شوند و به رسم جوانمردی با ارزش ترین دارایی خودشان را هم بردارند و بروند به شرطی که به تنهایی قادر به 

حمل آن باشند قیافه فرمانده دیدنی بود .

وقتی دید هر زنی شوهر خودش را کول کرده و دارد از قلعه خارج میشود ...! 
زنان مجرد هم پدر یا برادرشان را حمل میکردند.. 
شاه
 خنده اش می گیرد اما خلف وعده نمی کند و اجازه میدهد بروند . و این قلعه از آنزمان تا به امروز به نام " قلعه زنان وفادار" شناخته میشود ... 

اینکه با ارزش ترین چیز زندگی مردم آنجا پول و چیزهای مادی نبود و اینکه اینقدر باهوش بودند که زندگی عزیزان خود را نجات دادند تحسین برانگیز است.  


دعاکنیم دراین روزگار نیز باارزشترین داراییهای دنیوی ما خانواده وعزیزانمان باشند نه پول، ثروت، ماشین ،خانه ،پست و مقام ...چرا که ارزش اینها به انسانهای دور و برمان است، به «انسانیت»




نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 اسفند 1393 12:07 ق.ظ
من منظور این داستان رو نفهمیدم
محمد "وفاداری به خود، خانواده همسر"
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

اطلاعات شما :

@ www.GoGorYo.iR
 
 
بالای صفحه
 
مرجع کد آهنگ